به هرکس خدا زن می دهد بردباری هم می دهد .
بین (( بله )) و (( نه )) زنان سر سوزنی هم فاصله نیست .
خواهر زن نون زیر کبابه !!!
دندان عقل یک زن وقتی درمی آید که می میرد .
زبان زن شمشیر اوست زن هرگز به خود اجازه نمی دهد شمشیرش زنگ بزند .
به زن لال هم اگر اسرار خود بسپاری فاش خواهد شد.
به زن بگو زیبایی تا از خوشی دیوانه اش کنی .
به سگی که می خوابد و به یهودی ای که قسم می خورد و به زنی که گریه می کند اعتماد نکن .
برای زن دوری از مرد و برای مرد نزدیکی با زن خطرناک است.
به خاک میخانه تیمم نکن بعشق فاحشه خود را گم ! ! !
بالاترین خوشبختی زن این است که مجبور نیست مانند مرد زن بگیرد.
امتناع ورزیدن زن برای این است که از او درخواست کنی.
اگر یک کلاغ سفید پیدا کردی می توانی یک زن خوب هم پیدا کنی.
اگر زن خوب بود خدا یکی را برای خودش درست می کرد.
از زن بد بگریز و به زن خوب اعتماد نکن.
ابله شده ای که از زن وفا میطلبی؟؟!!
آنچه را که شیطان در سال می کند زن در یک روز انجام می دهد.
آنجا که زن حکومت می کند شیطان کنیزی بیش نیست.
آدم خوشبخت به دوست برمیخورد و آدم بدبخت به زن
از من نشنیده بگیر اما میگن . . . ! ! !
آب بزرگترین قدرت خود را در اشکهای زن پنهان کرده است.
کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم . . .
اي کاش اي کاش اي کاش . . .
گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست
گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست
گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
.
.
.
غروب شد . خورشيد رفت. آفتابگردان به دنبال خورشيد مي گشت. ناگهان ستاره چشمک زد. آفتابگردان سرش را پايين انداخت. گلها هرگز به معشوقشان خيانت نمي کنن
حیف که این حرفها فقط مال تو قصه هاست . . .! ![]()
نمیدانم چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهایم ... بیا ای مرگ با من باش که من تنهای تنهایم
...
nemidoonam chera daram inaro migam
yeho hali bem dast dad ke ehsas kardam bayad sabtesh konam ta shayad . . .
.
.
.
پنجره رو باز ميكنم. به جز صداي چند تا جيرجيرك كه توي دل شب هواي گفتگو به سرشون زده صداي پيچيدن باد در بين درختهاي حياطه كه آرومم ميكنه. چشمهام رو ميبندم. نسيم خنك يك شب بهاري صورتم رو نوازش ميكنه. چه دستهاي مهربوني...
زندگيهامون آميخته شده با درد و رنج. ميوه فروشي دنيا اجازه جدا كردن ميوه هاي تازه و سالم رو نميده! قطار سريع السير زندگي هم به جز مقصد نهايي ايستگاهي براي پياده شدن نداره. با خوب و بدش بايد ساخت. نميگم چكار بكنين يا نكنين اما اگه وقت كردين يه مقدار بيشتر مراقب همديگر باشين. مراقب قلب هاي تنها.
كسي كه مريض ميشه، تصادف ميكنه يا به هر صورت دچار جراحتي ميشه توجه اطرافيانش رو به خودش جلب ميكنه. خواه ناخواه دكتري معاينه اش ميكنه، براش دارويي تجويز ميشه و دوستان و آشنايان هم سعي ميكنن بيشتر بهش سر بزنن تا وقتي كه كسالتش برطرف بشه. اگر پاي شخص توي گچ هست عصايي براش تهيه ميكنن تا بتونه راحت تر راه بره. اگر چشمش خوب نميبينه همه سعي ميكنن به جاي چشم او هم ببينند تا خداي نكرده اتفاقي براش نيافته. اگر سرش درد ميكنه محيطي رو براي خوابيدن و استراحتش فراهم ميكنن و...
اما اگه روح كسي آزرده بشه چي؟ اگه به نحوي بازيچه خودخواهي و غرور اطرافيانش باشه چطور؟ اگه وجودش لبريز از نگراني آينده و عاقبت زندگيش باشه چي؟ بدتر از همه... اگه بقيه نتونن او رو درك كنن تكليف چيه؟! پزشكي كه قادر به تشخيص و درمان اين مشكلات باشه كجاست؟ نوش داروي اين زخم عميق زمان بر پيكر انسان چيه؟ عصاي قابلي كه بتونه تحمل اين رنج ها رو داشته باشه كو؟ چشمهايي كه در ديدن واقعيت ها و درك حقايق كمكش كنن كجا هستن؟ چه كسي به زخمهاي روي قلب آدمها اهميت ميده؟
نوشته هايم سپيدند، دنيايم سپيد، فردا سپيد، آدمها سپيد، قصه ها سپيد، دلها سپيد.... و ناگهان تابش نور سياهي، برف سپيد افكارم را آب ميكند. نوري كه از جنس نور نيست. از جنس شب است. نوري كه ميسوزاند عمق وجودم را! و بي شرمانه برفي كه نه سرد است، بلكه گرمي شعله های نوشته هايم از آن جان ميگيرد را تهديد به مرگ ميكند. آب در هاون ميكويم كه با مداد سپيد، قصد پاك كردن لكه هاي سياه زندگي را دارم! در تقابل سياهي هاي اطرافم با سپيدي افكارم حق را به كدام بدهم؟ در كدام دنيا زندگي كنم؟! مگر مي توان در دنياي سياهي ها با عينك سپيدي قدم برداشت؟ خسته و افسرده ميشوم وقتي كه نقاشيها ارزش مداد سپيد جعبه مداد رنگي را درك نميكنند. وقتي كه آدمها خاكستري شدن و خاكستري ماندن را به هر چيز ديگر ترجيح ميدهند.وقتي كه ابرهاي خاكستري بر خورشيد دلشان نقاشي ميكنند. ولی آيا مي توان بي تفاوت بود؟
ama kalame akhar :
یادم باشد که به یادت بیندازم تک سلاح من همین
سکوتی است که گاه فرجام عدالتخواهی من است و
گاه سوگواره ای بر عمر رفته ی من...
يادم مي آيد وقتي سرم را روي (!!!!!!!!!)....................!!!!
يادت مي آيد باران مي آمد.
و او جواب داد نخريدند تمام شد.
dashtam ye seri email haie gozashte ro negah mikardam o mikhoondam
dorane gharibie
oon shoor o eshgh o eshtiagh koja
in raftan o tanha gozashtan koja
mikhai ye negahi beheshoon bendazi?
khastam bezaramesh inja yechizaei ro bet yadavari konam ama nemidoonam chera tasmimam felan avaz shod
beharhal moroore khoobe be gozashtam dashtam
shoma ham ba in movafeghin???????????????????
فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني
Ye matlabe jaded be dastam resid mikham shoma ham nazaretono raje behesh behem begin mamnoon misham
Be nazaretoon in doroste ?????????
Dele adama mesle ye jazire door oftade mimoone
Inke ki vase avalinbar pa be jazire mizare mohem nist
Mohem oon kasie ke hichvaght jazire rot ark nemikone
Virane na an ast ke jamshid bana kard
Virane na an ast ke farhad foroo rikht
Virane DELE MAST ke ba har nafase to
100bar bana kardo dega bar foroo rikht
migan
Eshgh mesle gonjishk mimoone
Age mohkam begirish mimire
Age shol begirish farar mikone
Pas bayad yejoori begirish ke too dastet khabesh bebare
KASH INO ZOODTAR MIFAHMIDAM
Ye chanta nokteye jedid be dastam resid goftam oonaro bezaram roo weblogam
Rastesh fekr nemikarda kasi biado inaro bekhoone hala mibinam ke doostan mian mikhoonan va khoshbakhtane nazar ham midan
Az hamatoon motshakeram ke lotf mikonido nazar midin
Migan :
Dar entehaye koocheye bombast rahe aseman baz ast , parvaz ra biamooz . . . !
Ama man bavaresh nadaram
Ananke hamishe jeloie paieshan ra az tarse zamin khordan negah mikonand , shayad zamin nakhorand ama hargez ofoghe ziba ra nakhahand did !!
Kash kasi too delemoon pa nemizasht
Kash age pa mizasht delemoono tanha nemizasht
Kash age tanha mizasht , rade pasho roo delemoon ja nemizasht
Zaman be man amookht ke dast dadan manie refaghat nist
Boosidan ghole
Va
Eshgh varzidan ghole

