تبليغاتX
یه سری حرف حساب

این وبلاگ به آدرس 

                       www.porchooneh.blogfa.com  

اسباب کشی  کرد.

 

بابا بیاین دیگه چشمم به در خشک شد.
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 3:38 AM | لینک  | 

به هرکس خدا زن می دهد   بردباری هم می دهد .

 

بین  (( بله ))  و  (( نه ))  زنان  سر سوزنی هم فاصله نیست .

 

خواهر زن نون زیر کبابه !!!

 

دندان عقل یک زن وقتی درمی آید که می میرد .

 

دو زن  هرگز  دوستی نمی کنند  مگر برای توطئه برای زن سوم !!!!

 

زبان زن شمشیر اوست   زن هرگز به خود اجازه نمی دهد شمشیرش  زنگ بزند .

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:5 AM | لینک  | 

به زن لال هم اگر اسرار خود بسپاری فاش خواهد شد.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:3 AM | لینک  | 

به زن بگو زیبایی تا از خوشی دیوانه اش کنی .

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:3 AM | لینک  | 

به سگی که می خوابد  و  به  یهودی ای که قسم می خورد   و  به زنی که گریه می کند  اعتماد نکن .

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:2 AM | لینک  | 

برای زن دوری از مرد و برای مرد نزدیکی با زن خطرناک است.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:2 AM | لینک  | 

به خاک میخانه تیمم نکن   بعشق فاحشه خود را گم ! ! !

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:2 AM | لینک  | 

بالاترین خوشبختی زن این است که مجبور نیست مانند مرد زن بگیرد.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:1 AM | لینک  | 

امتناع ورزیدن زن برای این است که از او درخواست کنی.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:1 AM | لینک  | 

اگر یک کلاغ سفید پیدا کردی    می توانی یک زن خوب هم پیدا کنی.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:0 AM | لینک  | 

اگر زن خوب بود خدا یکی را برای خودش درست می کرد.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:0 AM | لینک  | 

از زن بد بگریز و به زن خوب اعتماد نکن.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:51 AM | لینک  | 

ابله شده ای که از زن وفا میطلبی؟؟!!

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:51 AM | لینک  | 

آنچه را  که شیطان در سال می کند زن در یک روز انجام می دهد.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:50 AM | لینک  | 

آنجا که زن حکومت می کند شیطان کنیزی بیش نیست.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:50 AM | لینک  | 

آدم خوشبخت به دوست برمیخورد و آدم بدبخت به زن

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:49 AM | لینک  | 

از من نشنیده بگیر اما  میگن  . . .  ! ! !

 

آب بزرگترین قدرت خود را در اشکهای زن پنهان کرده است.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 9:19 PM | لینک  | 

کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم . . .

اي کاش   اي کاش   اي کاش  . . .

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:27 AM | لینک  | 

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست

 گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست

 گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست

گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

.

.

.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:23 AM | لینک  | 

 

 غروب شد . خورشيد رفت. آفتابگردان به دنبال خورشيد مي گشت. ناگهان ستاره چشمک زد. آفتابگردان سرش را پايين انداخت. گلها هرگز به معشوقشان خيانت نمي کنن

حیف که این حرفها فقط مال تو قصه هاست . . .!  

 

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:21 AM | لینک  | 


نمیدانم چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهایم ... بیا ای مرگ با من باش که من تنهای تنهایم
...
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:23 AM | لینک  | 

... تنها از غم گویم چون همیشه با من است
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:23 AM | لینک  | 

ميروم تنها بمانم شايد       با تنهايی غم تنها نماند. . .
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:22 AM | لینک  | 

 

nemidoonam  chera   daram  inaro  migam
yeho hali  bem  dast  dad  ke   ehsas  kardam  bayad  sabtesh  konam  ta  shayad   . . .

.

.

.

 

پنجره رو باز ميكنم. به جز صداي چند تا جيرجيرك كه توي دل شب هواي گفتگو به سرشون زده صداي پيچيدن باد در بين درختهاي حياطه كه آرومم ميكنه. چشمهام رو ميبندم. نسيم خنك يك شب بهاري صورتم رو نوازش ميكنه. چه دستهاي مهربوني...

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:22 AM | لینک  | 

 

زندگيهامون آميخته شده با درد و رنج. ميوه فروشي دنيا اجازه جدا كردن ميوه هاي تازه و سالم رو نميده! قطار سريع السير زندگي هم به جز مقصد نهايي ايستگاهي براي پياده شدن نداره. با خوب و بدش بايد ساخت. نميگم چكار بكنين يا نكنين اما اگه وقت كردين يه مقدار بيشتر مراقب همديگر باشين. مراقب قلب هاي تنها.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:18 AM | لینک  | 

 

كسي كه مريض ميشه، تصادف ميكنه يا به هر صورت دچار جراحتي ميشه توجه اطرافيانش رو به خودش جلب ميكنه. خواه ناخواه دكتري معاينه اش ميكنه، براش دارويي تجويز ميشه و دوستان و آشنايان هم سعي ميكنن بيشتر بهش سر بزنن تا وقتي كه كسالتش برطرف بشه. اگر پاي شخص توي گچ هست عصايي براش تهيه ميكنن تا بتونه راحت تر راه بره. اگر چشمش خوب نميبينه همه سعي ميكنن به جاي چشم او هم ببينند تا خداي نكرده اتفاقي براش نيافته. اگر سرش درد ميكنه محيطي رو براي خوابيدن و استراحتش فراهم ميكنن و...
اما اگه روح كسي آزرده بشه چي؟ اگه به نحوي بازيچه خودخواهي و غرور اطرافيانش باشه چطور؟ اگه وجودش لبريز از نگراني آينده و عاقبت زندگيش باشه چي؟ بدتر از همه... اگه بقيه نتونن او رو درك كنن تكليف چيه؟! پزشكي كه قادر به تشخيص و درمان اين مشكلات باشه كجاست؟ نوش داروي اين زخم عميق زمان بر پيكر انسان چيه؟ عصاي قابلي كه بتونه تحمل اين رنج ها رو داشته باشه كو؟ چشمهايي كه در ديدن واقعيت ها و درك حقايق كمكش كنن كجا هستن؟ چه كسي به زخمهاي روي قلب آدمها اهميت ميده؟

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:17 AM | لینک  | 


نوشته هايم سپيدند، دنيايم سپيد، فردا سپيد، آدمها سپيد، قصه ها سپيد، دلها سپيد.... و ناگهان تابش نور سياهي، برف سپيد افكارم را آب ميكند. نوري كه از جنس نور نيست. از جنس شب است. نوري كه ميسوزاند عمق وجودم را! و بي شرمانه برفي كه نه سرد است، بلكه گرمي شعله های نوشته هايم از آن جان ميگيرد را تهديد به مرگ ميكند. آب در هاون ميكويم كه با مداد سپيد، قصد پاك كردن لكه هاي سياه زندگي را دارم! در تقابل سياهي هاي اطرافم با سپيدي افكارم حق را به كدام بدهم؟ در كدام دنيا زندگي كنم؟! مگر مي توان در دنياي سياهي ها با عينك سپيدي قدم برداشت؟ خسته و افسرده ميشوم وقتي كه نقاشيها ارزش مداد سپيد جعبه مداد رنگي را درك نميكنند. وقتي كه آدمها خاكستري شدن و خاكستري ماندن را به هر چيز ديگر ترجيح ميدهند.وقتي كه ابرهاي خاكستري بر خورشيد دلشان نقاشي ميكنند. ولی آيا مي توان بي تفاوت بود؟
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:17 AM | لینک  | 

چه آسان، معاني كلمات پيش چشمم رنگ مي بازند. خاطره ها افسانه مي شوند و افسانه ها حقيقت. گم ميشوم ميان مفاهيم خوب و بد. انگار مردم جادو شده اند. يا كه گويي من جادو شده ام! نميدانم كجاي قصه ام اشتباه بود كه ديگر لالايي هاي هر شب، طفل بي پناه وجود مرا حتي به خواب، اميدوار هم نميكند! هر ساختمان كه بناي ساخته شدن داشته باشد بايد از ابتدا بر پي و شالوده اي استوار باشد كه توان استقامت آن را داشته باشد. سخت است تماشاي درهم شكستن بلور خيال كه انتظار داري به سختي سنگ خاراي حقيقت باشد. سخت است حكم دادن به اسارت ذهن فقط به گناه آنكه جسم را تاب تحمل پرواز نيست. شايد آن زمان كه مدينه فاضله ام را بر زمين خاكي ميساختم بايد فكر اينجايش را هم ميكردم.
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:16 AM | لینک  | 

 هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 3:38 AM | لینک  | 

 اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 3:33 AM | لینک  | 

 ياد داشته باشيم:جان فدا کردن براي دوست چندان مشکل نيست،پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 3:32 AM | لینک  | 

 آزارم می دهی ... به عمد ... اما من آنقدر خسته ام , آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ... نه گله ای نه شکوه ای حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است. دیگر چیزی برای دلبستن نمانده است . انتظار بی مفهوم است . نه کینه ای . نه بغضی . نه فریادی . فقط صدای چلک چلک باران این منم که روی وسعت دل زمین می گریم
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 3:31 AM | لینک  | 

ama   kalame   akhar       :

 

 یادم باشد که به یادت بیندازم تک سلاح من همین

 

سکوتی است که گاه فرجام عدالتخواهی من است و

 

گاه سوگواره ای بر عمر رفته ی من...

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 4:51 AM | لینک  | 

امشب مي خواهم از زبان دل برايت بگويم...                                                                                                                              زباني كه هيچ ابهام و ترديدي در آن نيست...چشمهايم را مي بندم يك نفس عميق مي كشم و شروع مي كنم...                                                              مي نويسم از بازواني (!!!!!!!!!)....................!!!! 

  يادم مي آيد وقتي سرم را روي (!!!!!!!!!)....................!!!!

يادت مي آيد باران مي آمد.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 4:47 AM | لینک  | 

مي گويند که تنها يک دقيقه طول مي کشد که دوستي را پيدا کنيد يک ساعت مي کشد تا از او قدرداني کنيد اما يک عمر طول مي کشد تا او را فراموش کنيد.
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 4:39 AM | لینک  | 

فاصله عشق های معمولی را از بین می برد و عشق های بزرگ و جاودانی را شدت میبخشد. مانند باد که شمع را خاموش و آتش را شعله ور می سازد

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 4:37 AM | لینک  | 

زندگی قصه مرد يخ فروشيست که از او پرسيدند: فروختی ؟

و او جواب داد نخريدند تمام شد.

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 4:36 AM | لینک  | 

dashtam ye seri email haie gozashte ro negah mikardam o mikhoondam

dorane gharibie

oon shoor o eshgh o eshtiagh koja

in raftan o tanha gozashtan koja

mikhai ye negahi beheshoon bendazi?

khastam bezaramesh inja yechizaei ro bet yadavari konam ama nemidoonam chera tasmimam felan avaz shod

beharhal moroore khoobe be gozashtam dashtam

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 4:20 AM | لینک  | 

من به مرگم راضيم اما نمي آيد اجل بخت بد بين از اجل هم ناز مي بايد كشيد
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 3:30 AM | لینک  | 

shoma ham ba in movafeghin???????????????????

 

فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 3:30 AM | لینک  | 

خنده آدمها هميشه از دلخوشي نيست گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست گاهي دل آنقدر تنگ ميشه که گريه هم کم مياره يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم مياره
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 3:27 AM | لینک  | 

Ye   matlabe  jaded  be  dastam  resid   mikham   shoma  ham  nazaretono  raje  behesh  behem  begin  mamnoon  misham

 

Be  nazaretoon  in  doroste  ?????????

Dele  adama  mesle   ye  jazire   door  oftade mimoone

Inke   ki   vase   avalinbar  pa  be  jazire mizare  mohem  nist 

Mohem  oon  kasie  ke   hichvaght  jazire   rot ark   nemikone

 

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:46 AM | لینک  | 

 

Virane  na  an  ast   ke   jamshid   bana  kard

Virane   na  an   ast  ke  farhad   foroo   rikht

Virane    DELE   MAST   ke  ba  har  nafase   to

100bar  bana   kardo  dega  bar   foroo   rikht

 

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:45 AM | لینک  | 

migan

Eshgh  mesle   gonjishk  mimoone 

Age  mohkam  begirish   mimire

Age  shol  begirish  farar  mikone  

Pas  bayad  yejoori  begirish  ke   too   dastet  khabesh  bebare

 

                            KASH   INO   ZOODTAR MIFAHMIDAM

 

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:44 AM | لینک  | 

Ye   chanta   nokteye   jedid  be   dastam  resid    goftam  oonaro  bezaram  roo   weblogam

 

Rastesh  fekr  nemikarda kasi  biado  inaro  bekhoone  hala  mibinam  ke  doostan mian  mikhoonan  va  khoshbakhtane  nazar  ham   midan

Az  hamatoon  motshakeram  ke  lotf  mikonido  nazar  midin

 

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 1:42 AM | لینک  | 

Migan     :

Dar  entehaye  koocheye   bombast  rahe   aseman   baz  ast  ,  parvaz  ra biamooz  . . . !

 

Ama  man  bavaresh nadaram

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:53 AM | لینک  | 

 

Ananke   hamishe  jeloie  paieshan  ra   az  tarse  zamin  khordan  negah  mikonand   ,  shayad   zamin nakhorand  ama hargez  ofoghe   ziba   ra  nakhahand   did  !!

 

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:53 AM | لینک  | 

Kash   kasi   too  delemoon  pa  nemizasht

 

 

Kash   age  pa  mizasht   delemoono  tanha   nemizasht

 

 

Kash  age  tanha  mizasht  ,  rade pasho  roo   delemoon   ja  nemizasht

 

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:52 AM | لینک  | 

Zaman  be   man  amookht   ke  dast  dadan   manie   refaghat   nist

 

Boosidan   ghole  Mandan   nist    

Va  

 

Eshgh  varzidan  ghole  Mandan   nisttttttttttt!!!!!

نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 2:52 AM | لینک  | 

che  neshasteei  ke   eshgh   joz  dorooghi   bozorg   degar   hich   nist
نوشته شده توسط پدرخوانده در ساعت 5:36 AM | لینک  |